نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه حقوق، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

چکیده

معاملاتی که مدیون مدعی اعسار انجام می‌دهد ممکن است فاقد یکی از شرایط اساسی صحت معاملات بوده، بنابراین باطل یا غیرنافذ باشد. آنچه در مورد معاملات مدیون مورد توجه حقوق‌دانان قرار گرفته بحث معاملات صوری ‌یا با انگیزۀ فرار از دین بوده، اما چنانچه معاملات واقعی مدیون بدون این‌که نیاز به اثبات انگیزۀ فرار از دین باشد، باطل یا منفسخ بوده ‌‌‌و یا درمعرض رد ‌‌‌و تنفیذ باشد ‌‌‌و طلبکاران بتوانند به قائم‌مقا‌‌می از مدیون در این‌گونه معاملات مداخله کرده و اقامۀ دعوا نمایند، مغفول مانده است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی ‌‌‌و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای در پی پاسخ به این پرسش است که آیا طلبکاران می‌توانند در صورت مواجهه با اعسار مدیون به امید بازگشت عین اموال ‌‌‌و توقیف آن، به قائم‌مقا‌‌می از مدیون اقدام به رد معامله کنند یا نسبت به دعوای اعلام بطلان یا انفساخ معاملات او اقدام کنند؟ یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد نمی‌توان در همۀ موارد، طلبکاران را قائم‌مقام محسوب کرد، اما در مورد بطلان قرارداد، به علت عدم وجود یکی از شرایط اساسی صحت قراردادها و یا تحقق انفساخ تحت شرایطی می‌توان با اثبات ذی‌نفعی طلبکاران و براساس موازین فقهی و حقوقی، قائل به اقامۀ دعوا از جانب طلبکاران به جانشینی از مدیون بود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Feasibility of Creditors' Intervention in the Transactions of a Debtor Claiming Insolvency

نویسندگان [English]

  • Seyyed Mohammad Asadinejad 1
  • Sahand Nejadi Ijadkar 2

1 Associate Professor, Faculty of Literature and Humanities, Department of Law, University of Guilan, Rasht, Iran.

2 PhD Student in Private Law, Department of Law, University of Guilan, Rasht, Iran.

چکیده [English]

Transactions conducted by a debtor claiming insolvency (Muʿsir) may lack one of the essential conditions for the validity of contracts, thus rendering them void (Bāṭil) or non-enforceable. What legal scholars have focused on regarding a debtor's transactions is the discussion of fictitious transactions or those motivated by an intent to defraud creditors (fraudulent conveyance). However, what has been overlooked is the scenario where the debtor's real transactions are void or dissolved or are subject to annulment or ratification, and whether creditors can intervene in such transactions by way of subrogation (Qāʾim Maqāmī) of the debtor and file a lawsuit. This research, using a descriptive-analytical method and library resources, seeks to answer the question: can creditors, when faced with a debtor's insolvency and in hopes of the return and seizure of the specific assets, act as subrogated to the debtor to annul a transaction? Or can they file a lawsuit seeking a declaration of nullity or dissolution of his transactions? The findings of this research indicate that creditors cannot be considered subrogated to the debtor in all cases. However, regarding the nullity of a contract due to the absence of one of the essential conditions for contract validity, or regarding the occurrence of dissolution, under certain conditions, based on jurisprudential and legal principles and by proving the creditors' legal interest (Dhī Nafiʿī), one can accept that creditors may file a lawsuit as successors to the debtor.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Dissolution
  • Nullity
  • Creditors' Legal Interest
  • Subrogation of Creditors
  • The Rule of No Harm (Qāʿidat Lā Ḍarar)
  1. اسدی، محمدحسن. (1386). اصل قابلیت استناد قرارداد در فقه امامیه، حقوق ایران و حقوق فرانسه. پژوهشنامه حقوق اسلامی، 8 (1)، 141- 172. https://doi.org/10.30497/law.2012.1287
  2. اسدی‌نژاد، سید محمد؛ بهارلو قره‌بلطاقی، جواد. (۱۳۹۰ش). شرط فاسخ. پژوهشنامۀ حقوق کیفری، (۲)، ص۵-۱۸.
  3. اسدی‌نژاد، سید محمد؛ صفایی معافی، سیدحسین. (۱۴۰۲ش). تعلیق در انعقاد قرارداد با تأکید بر دیدگاه امام خمینی(ره). پژوهشنامۀ متین، (۲۵) ۹۹، ۱-۲۸. https://doi.org/10.22034/matin.2021.292808.1924
  4. امامی، سید حسن. (۱۳۶۳ش). حقوق مدنی. تهران: اسلامیه.
  5. امیدوار، حسن؛ باریکلو، علیرضا؛ آذربایجانی، علیرضا. (۱۴۰۲ش). تحلیل معامله به قصد فرار از پرداخت دین از منظر اصول زیربنایی حقوق قراردادها. مطالعات حقوقی، (۱۵) ۲، ۱۱۱-۱۴۰. https://doi.org/10.22099/jls.2023.42829.4629
  6. انصاری، شیخ مرتضی. (۱۴۲۴ق). فرائد الأصول (ج۲). قم: مجمع الفکر الإسلامی.
  7. ایزانلو، محسن؛ شریعتی‌نسب، صادق. (۱۳۹۱ش). مطالعۀ تطبیقی عدم قابلیت استناد در حقوق ایران و فرانسه. مجلۀ حقوق خصوصی، (۹) ۲، ۶۶. https://doi.org/10.22059/jolt.2013.35159
  8. جعفری لنگرودی، محمدجعفر. (۱۴۰۰ش). ترمینولوژی حقوق. تهران: گنج دانش.
  9. دهخدا، علی‌اکبر. (۱۳۸۲ش). لغت‌نامه. تهران: دانشگاه تهران.
  10. سلیمانی، حمید؛ سلطانی، عباسعلی؛ صفایی، مریم. (۱۳۹۵ش). واکاوی قلمرو قاعدۀ اکل مال به باطل. مطالعات فقه اسلامی و مبانی حقوق، (۱۰) ۳۴، ص۲۷-۵۵. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.23452811.1395.10.34.2.8
  11. شمس، عبدالله. (۱۳۸۹ش). آیین دادرسی مدنی (دورۀ پیشرفته). تهران: دراک.
  12. شهیدی، مهدی. (۱۳۹۳ش). آثار قراردادها و تعهدات. تهران: مجد.
  13. صفایی، سید حسین. (۱۴۰۰ش). قواعد عمومی قراردادها. تهران: میزان.
  14. طباطبایی حکیم، سید محسن. (۱۴۱۶ق). مستمسک العروة الوثقی. قم: مؤسسۀ دارالتفسیر.
  15. عمید، حسن. (۱۳۸۹ش). فرهنگ فارسی. تهران: راه رشد.
  16. الفت، نعمت‌الله؛ ذاکریان، اکبر. (۱۳۹۴ش). بررسی تطبیقی استیفای دین از طلب مدیون. نشریۀ حقوق تطبیقی، (۲) ۳، ۹۵-۱۱۶. https://civilica.com/doc/1201400
  17. قمی، میرزا ابوالقاسم. (۱۳۷۵ش). جامع الشتات. تهران: کیهان.
  18. کاتوزیان، ناصر. (۱۳۸۹ش). نظریۀ عمومی تعهدات. تهران: میزان.
  19. کاتوزیان، ناصر. (۱۳۹۰ش). قواعد عمومی قراردادها. تهران: شرکت سهامی انتشار.
  20. کاتوزیان، ناصر. (۱۳۹۱ش). قواعد عمومی قراردادها. تهران: شرکت سهامی انتشار.
  21. کریمی، عباس؛ جواهرکلام، محمدهادی؛ زرنگ، امیرحسین. (۱۴۰۳ش). عدول از شرط فاسخ: نقد و تحلیل رویۀ قضایی با نگاهی به حقوق فرانسه و انگلیس. فصلنامۀ تحقیق و توسعه در حقوق تطبیقی، (۲۴) ۷، ۱۱۴-۱۶۹. https://doi.org/10.22034/law.2024.2045094.1479
  22. گرجی، ابوالقاسم. (۱۳۸۳ش). آیات الاحکام. تهران: میزان.
  23. متین دفتری، احمد. (۱۳۹۷ش). آیین دادرسی مدنی و بازرگانی. تهران: مجد.
  24. موسوی بجنوردی، سید حسن. (۱۴۱۹ق). القواعد الفقهیه. قم: نشر العمادی.
  25. نجفی، محمدحسن. (۱۳۶۵ش). جواهرالکلام فی شرح شرائع الإسلام. تهران: دار الکتب الإسلامیة.
  26. نراقی، ملامحمد بن احمد. (۱۴۲۲ق). مشارق الأحکام (مصحح: سید حسن وحدتی شبیری). قم: کنگرۀ نراقین.
  27. نوری اصفهانی، علی محمد. (1387). قائم مقامی عام در حقوق ایران. پژوهشهای فقه و حقوق اسلامی، 4 (14)، 137- 158.
  28. Furmston, Michael. (2017). Cheshire, Fifoot, and Furmston's Law of Contract. UK: Oxford.
  29. (1998). Lecos de droit civil: obligation. Paris: Montchrestien.