موسی حکیمی صدر؛ فاطمه رجایی
چکیده
یکی از مسائل مبتلابه در محاکم مدنی از گذشته تا حال مستثنیات دین است. فقها و حقوقدانان در این مسئله معتقدند که اگر مدیون اموالی به جز خانه و برخی دیگر از ضروریات زندگی نداشته باشد، دائن نمیتواند او را ...
بیشتر
یکی از مسائل مبتلابه در محاکم مدنی از گذشته تا حال مستثنیات دین است. فقها و حقوقدانان در این مسئله معتقدند که اگر مدیون اموالی به جز خانه و برخی دیگر از ضروریات زندگی نداشته باشد، دائن نمیتواند او را وادار به فروش آن اموال کند. ابعاد مختلف مستثنیات دین در کتب فقها و پژوهشهای فقهی و حقوقی مورد کنکاش قرار گرفته است؛ اما آنچه بدان پرداخته نشده، تأثیر شرایط مالی دائن بر حکم مستثنیات دین است. این سؤال که آیا اگر دائن خود در عسر و حرج باشد، باز هم میتوان حکم به استثناء برخی اموال مدیون کرد؟ سؤالی است که در این پژوهش از لابهلای کتب فقهی، روایی و حقوقی سعی بر پاسخدهی به آن شده است. در پایان پس از بررسی ادله مستثنیات دین که عمده آنها روایات و قاعده لا حرج است، آنچه به عنوان پاسخ این سؤال بیان شده این است که این ادله شامل موردی که دائن خود در عسر و حرج است، نمیشود. لذا اگر دائن در عسر و حرج باشد تا جایی که عسر و حرج او رفع شود، میتوان از اموال مدیون برداشت نمود؛ حتی اگر خانه او باشد.