تحلیل فقهی و حقوقی صحت سنجی مهریه مبهم و راهکارهای رفع ابهام آن با تاکید بر رویه قضایی

نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشکده حقوق دانشگاه ادیان و مذاهب قم

2 استادیار دانشکده حقوق دانشگاه ادیان و مذاهب قم

چکیده

یکی از چالش‌های مهم در نظام فقهی و حقوقی ایران، مسئله «مهریه مبهم» است؛ به‌ویژه در مواردی که مهریه با اوصاف کلی یا مشاعی و بدون تعیین دقیق در عقد نکاح ذکر می‌شود. پرسش اصلی مقاله حاضر آن است که در فرض صحت چنین مهریه‌ای، چه معیارهایی می‌توانند برای رفع ابهام و تعیین مصداق معتبر در نظر گرفته شوند. با توجه به اختلاف دیدگاه‌ها میان فقیهان امامیه و حقوقدانان معاصر، و همچنین تعدد آراء در رویه قضایی، این موضوع از حیث نظری و کاربردی دارای اهمیت مضاعف است. مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی مبانی فقهی و حقوقی صحت مهریه مبهم نسبی پرداخته و با استناد به فتاوای فقهای معاصر، آرای محاکم، و اصول حقوقی، پنج معیار مهم برای رفع ابهام از مهریه مبهم را معرفی و تحلیل می‌کند: ۱) انصراف عرفی، ۲) تعیین سطح متوسط، ۳) تخییر زوج، ۴) مصالحه و ۵) تناسب با شؤون زوجه. یافته‌ها نشان می‌دهد که قانون‌گذار ایران، با اقتباس از فقه امامیه، ابهام نسبی را مانع صحت مهریه نمی‌داند، مشروط بر آن‌که ابهام از طریق یکی از این معیارها رفع‌پذیر باشد. بدین‌ترتیب، تفسیر ماده ۱۱۰۰ ق.م باید محدود به ابهام تام گردد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A Jurisprudential and Legal Analysis of the Validity of Ambiguous Dowry and Mechanisms for Resolving Its Uncertainty with Emphasis on Judicial Practice

نویسندگان [English]

  • Ahmad Behi 1
  • mohammad mehryar 2
1 PhD student at the Faculty of Law, Qom University of Religions and Denominations
2 Assistant Professor, Faculty of Law, Qom University of Religions and Denominations
چکیده [English]

One of the major challenges in the Iranian legal and jurisprudential system is the issue of ambiguous dowry, particularly in cases where the dowry is stipulated in general or undivided terms without clear specification in the marriage contract. The central question of this article is: assuming the validity of such a dowry, what criteria may be deemed legitimate for resolving ambiguity and determining a definite subject matter?
Given the divergence of opinions among Imāmī jurists and contemporary legal scholars, as well as the inconsistency in judicial decisions, this issue carries both theoretical and practical significance. Employing a descriptive-analytical method, the article examines the jurisprudential and legal foundations supporting the validity of relatively ambiguous dowries. Drawing on contemporary fatwas, court rulings, and general legal principles, the study identifies and analyzes five key criteria for resolving such ambiguity: (1) recourse to prevailing custom, (2) reference to an average standard, (3) option of determination left to the husband, (4) mutual settlement, and (5) alignment with the social status of the wife.
The findings indicate that Iranian legislation, inspired by Imāmī jurisprudence, does not consider relative ambiguity an impediment to the validity of the dowry—provided that the uncertainty is remediable through one of the aforementioned mechanisms. Accordingly, the interpretation of Article 1100 of the Civil Code should be restricted to cases of complete and irremediable ambiguity

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ambiguous dowry
  • Constructive knowledge
  • Relative ambiguity
  • Complete ambiguity
  • Customary implication