تحلیل مبانی نفوذ شهادت ذی‌نفع؛ مطالعۀ موردی: شهادت اجیر به نفع مستأجر

نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه میبد، یزد، ایران.

2 استادیار، گروه حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه میبد، یزد، ایران.

چکیده

برای قرار گرفتن شاهد به‌عنوان دلیل اثبات دعوا، فقها وجود شرایط شرعی مورد نظر شاهد را ضروری دانسته‌اند. یکی از شرایط، عدم اتهام است. از جمله افرادی که شهادت، او را در مظان اتهام سودجویی قرار می‌دهد اجیر است که موجب شد در ثغور اعتبار چنین شهادتی، میان فقها اختلاف‌نظر باشد. فقهای متقدم را عقیده بر عدم پذیرش شهادت اجیر است، لکن اعتقاد فقهای متأخر بر پذیرش شهادت اجیر است. قانون‌گذار نیز رویۀ مبهمی را اتخاذ کرده است. جستار حاضر برای پایان دادن به ابهام، از منابع کتابخانه‌ای با شیوۀ توصیفی - تحلیلی به گردآوری اطلاعات در راستای تحلیل مبانیِ ارائه‌شده مبادرت کرد، اما ملاکی در رد شهادت ذی‌نفع یافت نشد و تنها ملاک مستخرج، آن است که اجیر با ادای شهادت، بر یکی از طرفین دعوا منقلب گردد، کأنّه خود، یکی از طرفین دعوا شمرده شود؛ در این صورت با احراز عدالت نیز عنوان شاهد بر او صدق نمی‌کند. می‌توان اعتقاد داشت با احراز عدالت، قید ذی‌نفع نبودن در مادۀ ۱۷۷ قانون مجازات، زاید است. بنابراین مبنای ارزش‌گذاری ادله، دادرس قرار می‌گیرد؛ دادرس تشخیص می‌دهد دلیل [در مثال شهادت] تا چه میزان از اعتبار شرعی مورد نظر شارع برخوردار است، هرچند مفید علم نباشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

An Analysis of the Foundations for Accepting Testimony from an Interested Party: A Case Study of an Employee's Testimony in Favor of a Tenant

نویسندگان [English]

  • Sayyed Amirali Sadeghi Moghaddam 1
  • Hamid Rustaei Sadrabadi 2
1 PhD Student in Criminal Law and Criminology, Meybod University, Yazd, Iran.
2 Assistant Professor, Department of Criminal Law and Criminology, Meybod University, Yazd, Iran.
چکیده [English]

For a witness's testimony to be admitted as evidence in a legal proceeding, jurists have stipulated that the witness must fulfill specific legally prescribed conditions. One such condition is the absence of suspicion of partiality. Among those whose testimony raises suspicion of seeking personal gain is a hired employee (ajīr), which has led to divergent opinions among jurists regarding the validity of such testimony. Early jurists generally maintained that an employee's testimony should not be accepted, while later jurists hold the view that it is admissible. The legislator has also adopted an ambiguous approach on this matter. This research, aiming to resolve this ambiguity, employed a descriptive-analytical method, utilizing library resources to gather information and analyze the presented jurisprudential foundations. However, no definitive criterion was found for rejecting the testimony of an interested party. The sole extracted principle is that if, by giving testimony, the hired employee becomes affectively aligned with one of the litigating parties—as if they were themselves considered a party to the dispute—then the designation of "witness" does not truthfully apply to them, even if they possess verified probity (ʿadālah). One could argue that, once probity is verified, the requirement of being disinterested stipulated in Article 177 of the Islamic Penal Code becomes redundant. Consequently, the judge becomes the arbiter for evaluating evidence. The judge determines to what extent a piece of evidence [in this case, testimony] possesses the religious and legal credibility intended by the Lawgiver, even if it does not produce certainty

کلیدواژه‌ها [English]

  • Islamic Penal Code
  • Testimony of a Hired Employee
  • Criticism and Praise (Jarḥ wa Taʿdīl)
  • Interested Party
  1. قرآن کریم.

    1. ابن‌ادریس حلی، محمد. (1390ش). السرائر. قم: انتشارات اسلامی.
    2. اردبیلی، احمد. (1403ق). مجمع‌الفائده و البرهان. قم: انتشارات اسلامی.
    3. امین، سیده نصرت. (1361ش). مخزن العرفان. تهران: نهضت زنان مسلمان.
    4. انصاری، سید مرتضی. (1415ق). الانتصار فی ‌انفرادات الامامیه. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
    5. انصاری، محمدعلی. (1420ق). الموسوعة الفقهیة المیسره. قم: مجمع‌الفکر.
    6. بهرامی، بهرام. (1400ش). بایسته‌های ادله اثبات. تهران: انتشارات نگاه بینه.
    7. جعفری لنگرودی، محمدجعفر. (1376ش). دایرة المعارف حقوق. تهران: امیرکبیر.
    8. جعفری لنگرودی، محمدجعفر. (1387ش). ترمینولوژی حقوق. تهران: گنج دانش.
    9. حسینی شیرازی، سید محمد. (1407ق). الفقه- موسوعه استدلالیه فی فقه الاسلامیه. قم: مؤسسه الفکر الاسلامی.
    10. حلبی، ابوالصلاح. (1403ق). الکافی فی الفقه. اصفهان: مکتبة الامام امیرالمؤمنین(ع).
    11. حلی، ابن‌ادریس. (1410ق). السرائر‌الحاوی لتحریر الفتاوی. قم: مؤسسه نشر اسلامی.
    12. خوانساری، محمد. (1402ش). منطق صوری. تهران: انتشارات دیدار.
    13. خوئی، سید ابوالقاسم. (1422ق). مبانی‌تکملة المنهاج. قم: مؤسسه آثار امام خویی.
    14. رازی، ابوالفتوح. (1407ق). روض‌الجنان و روح الجنان. بی‌جا: بی‌نا.
    15. سبزواری، سید عبدالاعلی. (1388ش). مهذب الاحکام فی بیان حلال و الحرام. قم: دار التفسیر.
    16. سجادی، سیدجعفر. (1375ش). فرهنگ علوم. تهران: انتشارات امیرکبیر.
    17. سجادی‌نژاد. سید احمد. (1391ش). ادای شهادت در فقه و حقوق ایران و چند کشور غربی و عربی. آموزه‌های فقه مدنی، 4(6)، ص139-158.
    18. صادقی مقدم، سید امیرعلی. (1398ش). بررسی رد رسیدگی به پرونده از سوی دادرس به استناد علم از راه‌های غیرمعتبر. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، به راهنمایی دکتر اردوان ارژنگ، دانشگاه میبد-یزد.
    19. صدوق، محمد بن علی بن بابویه. (1413ق). من‌ لا یحضره ‌الفقیه. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
    20. طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم. (1387ش). العروة الوثقی. تهران: مطبعه الحیدری.
    21. طباطبایی، سید محمدحسین. (1374ش). المیزان. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
    22. طبرسی، فضل بن حسن. (1415ق). مجمع ‌البیان، بیروت: مؤسسه الأعلمی.
    23. طوسی، محمد بن حسن. (1387ش). المبسوط فی فقه الامامیه. تهران: مکتبه المرتضویه.
    24. طوسی، محمد بن حسن. (1390ش). الاستبصار. تهران: دار الکتب.
    25. طوسی، محمد بن حسن. (1400ق). النهایه فی مجرد فقه ‌و الفتاوی. بیروت: دار الکتب.
    26. طوسی، محمد بن حسن. (1407ق). تهذیب‌ الاحکام. تهران: دار الکتب.
    27. طیب، عبدالحسین. (1378ش). أطیب البیان. تهران: انتشارات اسلام.
    28. عاملی، زین‌الدین بن علی (شهید ثانی). (1410ق). الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة. قم: انتشارات داوری.
    29. عاملی، زین‌الدین بن علی (شهید ثانی). (1413ق). مسالک الأفهام. قم: مؤسسه معارف اسلامی.
    30. عاملی، شمس‌الدین محمد بن مکی (شهید اول). (1411ق). اللمعه الدمشقیه. تهران: انتشارات قدس.
    31. عاملی، شمس‌ الدین محمد بن مکی (شهید اول). (1412ق). الدروس ‌الشرعیه فی فقه الامامیه. قم: انتشارات جامعه مدرسین.
    32. عاملی، محمد بن حسن (شیخ حر). (1409ق). وسایل الشیعه. قم: مؤسسه آل‌البیت.
    33. قرائتی، محسن. (1388ش). تفسیر نور. تهران: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن.
    34. قریشی، سید علی‌اکبر. (1374ش). تفسیر احسن الحدیث. تهران: بنیاد بعثت.
    35. کاتوزیان، ناصر. (1401ق). اثبات و دلیل اثبات. تهران: میزان.
    36. کلینی، محمد. (1407ق). الکافی، قم: دار الکتب الاسلامیه.
    37. لنکرانی، محمد فاضل. (1420ق). تفضیل الشریعه. قم: انتشارات مرکز فقهی ائمه اطهار.
    38. لوئیس، معلوف. (1907م). فرهنگ المنجد. بیروت: دار المشرق.
    39. مرقیس، سلیمان. (1981م). اصول اثبات و اجرائه فی‌المواد المدینه فی قانون المصر مقارناً تنظیمات سایر بلاد العربیه. قاهره: عالم الکتب.
    40. مغنیه، محمدجواد. (1404ق). فقه الامام الصادق(ع). بیروت: دار الجواد.
    41. موسوی خمینی، سید روح‌الله. (1379ش). تحریرالوسیله. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
    42. نجفی، محمدحسن. (1362ق). جواهر الکلام. بیروت: دار الاحیاء التراث العربی.
    43. نراقی، احمد. (1415ق). مستند الشیعه. قم: مؤسسه آل البیت.