حسین یوسفی فر؛ حسین احمری؛ علی واعظ طبسی
چکیده
مصرف تمام یا اکثر اموال در امور خیریه که توسط بعضی از افراد انجام میشود، یکی از موضوعاتی است که به دلیل غیر متعارف بودن این کار، در خصوص الحاق آن به موضوع سفاهت عارضی، نظرات مختلفی وجود دارد. بعضی از ...
بیشتر
مصرف تمام یا اکثر اموال در امور خیریه که توسط بعضی از افراد انجام میشود، یکی از موضوعاتی است که به دلیل غیر متعارف بودن این کار، در خصوص الحاق آن به موضوع سفاهت عارضی، نظرات مختلفی وجود دارد. بعضی از فقها به استناد اطلاق آیات و روایات زیادی که در آنها امر به انفاق شده است، این کار را یک عمل سفیهانه نمیدانند؛ ولی بعضی دیگر با استناد به آیات و روایاتی که در آنها به صورت مطلق از اسراف نهی شده است، ولو در امور خیریه، این کار را اسراف و تبذیر دانسته و قائل به سفاهت عامل آن میباشند و بعضی دیگر در جمع بین این دو نظریه، بحث را به سوی شخص انفاقکننده برده و ملاک در صدق و عدم صدق سفاهت بر این عمل را مقدار شناخت و توکل شخص به خداوند دانستهاند که در صورت عدم وجود این صفت، کار او را یک عمل سفیهانه میدانند. در این تحقیق ضمن ارائه بیان جامعی از هر نظریه، به تحلیل و بررسی ادله اقوال پرداخته شده و در نهایت با پذیرفتن نقش عرف در این مسئله و بررسی صورتهای مختلف این عمل و سفیهانه دانستن بعضی از حالات و عدم آن، میتوان گفت که اگر عنصر تکرار در این کار نباشد، نمیتوان کاشفیت این عمل را از سفاهت شخص انفاقکننده ادعا کرد.