حمید مسجدسرائی؛ حسن پورلطف اله؛ رضا الهامی
چکیده
قتل موصی توسط موصیله در وصیت تملیکی، در عین حال که چالشبرانگیز و فاقد پیشینه تحقیقاتی است، شائبه این مسئله را مطرح میسازد که آیا چنین قتلی میتواند محرومیت موصیله از تملک موصیبه را فراهم نماید؟ ...
بیشتر
قتل موصی توسط موصیله در وصیت تملیکی، در عین حال که چالشبرانگیز و فاقد پیشینه تحقیقاتی است، شائبه این مسئله را مطرح میسازد که آیا چنین قتلی میتواند محرومیت موصیله از تملک موصیبه را فراهم نماید؟ طبق بررسیهای صورتگرفته، سه دیدگاه فقهی در این زمینه قابل احصاء است که مطابق نظر مشهور، قتل موصی توسط موصیله، تأثیری نسبت به تملک موصیبه نداشته و موصیله همچنان مالک موصیبه شمرده میشود. اما دو دیدگاه دیگر با اندکی تفصیل، مبتنی بر این است که قتل موصی توسط موصیله، همچون باب میراث، موجب حرمان موصیله از موصیبه میشود. نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای، ضمن تحلیل و ارزیابی نقادانۀ مبانی فقهی دیدگاههای مطرح و نیز با بهرهگیری از مستندات و مؤیدات موجود، دیدگاه خلاف مشهور را قابل دفاع دانسته و حرمان موصیله از موصیبه را از نقطه قوت بیشتری برخوردار میداند؛ با این استدلال که از سویی، هیچ دلیل و مستندی وجود ندارد که بر عدم مانعیت قتل از وصیت تملیکی تصریح نماید، و اطلاق آیات و روایات و اصل به عنوان عمده دلیل دیدگاه مشهور، هر کدام از جهاتی قابل خدشه بوده و صلاحیت اثبات دیدگاه مشهور را ندارد. از سوی دیگر، مستنداتی چون اقتضای عرف و اراده عموم، بهرهگیری از حکم حرمان قاتل از میراثِ مورّث با شیوه تنقیح مناط و الغای خصوصیت و بلکه فحویالخطاب این حکم، حرمان موصیله از موصیبه را موجه و معقول مینماید. با این مبنا، تعمیم مفاد ماده 880 قانون مدنی به باب وصیت تملیکی نیز به قانونگذار عرفی پیشنهاد میشود.