فاطمه کریمی کناری؛ سیدحسن حسینی مقدم؛ محمد فرزانگان
چکیده
رجوع عملی حقوقی است که از اهمیت و آثار بسیاری نسبت به نکاح منحل شده و درحال قطعیت یافتن برخوردار میباشد. رجوع از حیث ماهیت، ایقاعی است که با یک اراده واقع میگردد و به اشخاص اجازه عدول از تصرفات اولیه ...
بیشتر
رجوع عملی حقوقی است که از اهمیت و آثار بسیاری نسبت به نکاح منحل شده و درحال قطعیت یافتن برخوردار میباشد. رجوع از حیث ماهیت، ایقاعی است که با یک اراده واقع میگردد و به اشخاص اجازه عدول از تصرفات اولیه شان را در فدیه و یا مهریه بذل شده، میدهد. علیالقاعده در طلاقهای خلع و مبارات که بهعلت کراهت، واقع شده و در اثنای آن زوجه ضمن بذل مال به زوج که به آن فدیه میگویند، زوج را به طلاق راضی و متقاعد میگرداند، این نهاد حقوقی نقش پررنگی را جهت فراهمشدن زمینه بازگشت نکاح خاتمهیافته به وضعیت قبل، ایفا مینماید. زیرا زمانیکه زوجه حق رجوع به فدیه خویش را استیفاء و اعمال مینماید، در عین حال با رجوع زوجه به فدیه، حق زوج در زمینه رجوع از طلاق پیشین برای او فراهم میگردد. در این تحقیق با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی به بررسی شرایط امکان رجوع زن به فدیه در طلاقهای خلع و مبارات میپردازیم و به دنبال پاسخ به این پرسش خواهیم بود که آیا حق رجوع زوجه به فدیه، مطلق بوده و تحت هر شرایطی میسر است و اساساً زن در چه شرایطی اجازه و امکان رجوع به فدیه را در طلاقهای خلع و مبارات خواهد داشت؟ به نظر میرسد بهمنظور جلوگیری از سوءاستفاده از حق و استحکام بنیاد نکاح، باید پذیرفت که حق زوجه در رجوع به فدیه مطلق نبوده و امکان رجوع زوج به نکاح به عنوان حقی متقابل، در وضعیت حقوقی رجوع زوجه به فدیه موثر میباشد.