سید مصطفی هاشمی؛ نجمه دارنجانی شیرازی
چکیده
گسترش فناوری بلاکچین و استفاده روزافزون از قراردادهای هوشمند، چالشهای نوینی را پیش روی حقوق قراردادها قرار داده است. یکی از مهمترین این چالشها، نحوه اعمال نهادهای سنتی حقوقی، بهویژه «حق فسخ ...
بیشتر
گسترش فناوری بلاکچین و استفاده روزافزون از قراردادهای هوشمند، چالشهای نوینی را پیش روی حقوق قراردادها قرار داده است. یکی از مهمترین این چالشها، نحوه اعمال نهادهای سنتی حقوقی، بهویژه «حق فسخ (خیار)»، در بستر قراردادهایی است که بر پایه خوداجرایی و غیرقابلتغییر بودن طراحی شدهاند. در حقوق ایران و فقه اسلامی، خیار ابزاری بنیادین برای تضمین عدالت قراردادی، رفع ضرر و جلوگیری از غرر به شمار میرود؛ با این حال، ماهیت فنی قراردادهای هوشمند، امکان اعمال مستقیم این حق را با تردید مواجه ساخته است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی–تطبیقی و با بهرهگیری از منابع فقهی، حقوقی و مطالعات میانرشتهای حقوق و فناوری، به بررسی امکانپذیری اعمال حق فسخ در قراردادهای هوشمند میپردازد. فرض اصلی مقاله آن است که تعارض میان خیار و قرارداد هوشمند، تعارضی ماهوی نیست، بلکه ناشی از فقدان الگوی حقوقی–فنی مناسب برای ترجمه مفاهیم حقوقی به زبان کُد است. در همین راستا، مطالعه حاضر یک الگوی سهلایه شامل تثبیت مبنای حقوقی خیار، تفسیر و انطباق فقهی–حقوقی با مقتضیات فناوری، و لایه ترجمه فنی ارائه میدهد. این الگو با تکیه بر ابزارهایی نظیر شروط فسخ برنامهریزیپذیر، اوراکلهای حقوقی و قراردادهای هوشمند ترکیبی یا ارتقاءپذیر، امکان اعمال مؤثر حق فسخ را در محیط بلاکچین فراهم میسازد. نتیجه پژوهش نشان میدهد که با طراحی نهادی و فنی مناسب، میتوان ضمن حفظ ویژگیهای فنی قراردادهای هوشمند، الزامات عدالتمحور حقوق خصوصی و فقه اسلامی را نیز تأمین کرد.