میثم شعیب؛ علی محمدیان؛ رضا ملازاده یامچی
چکیده
مسئله نکاح منقطع (متعه) از دیرباز یکی از مهمترین عرصههای اختلافی میان فقه امامیه و اهل سنت به شمار میرود؛ اختلافی که پیامدهای فقهی و اجتماعی فراوانی داشته و کماکان در مباحث معاصر نیز محل نزاع و گفتوگو ...
بیشتر
مسئله نکاح منقطع (متعه) از دیرباز یکی از مهمترین عرصههای اختلافی میان فقه امامیه و اهل سنت به شمار میرود؛ اختلافی که پیامدهای فقهی و اجتماعی فراوانی داشته و کماکان در مباحث معاصر نیز محل نزاع و گفتوگو است. ضرورت این پژوهش در آن است که بسیاری از تحقیقات پیشین، این اختلاف را صرفاً به سطح تعارض روایات یا اختلاف در تفسیر آیات فروکاستهاند، در حالیکه ریشه اصلی آن را باید در تفاوتهای بنیادین روششناسی فقهی دو مکتب جستوجو کرد. اهمیت بررسی این مسئله در آن است که نشان میدهد چگونه مبانی معرفتشناختی و سلسله مراتب ادله، جهتگیری نهایی نظام فقهی را رقم میزند و بر استنباط احکام شرعی تأثیر بنیادین دارد. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانهای انجام گرفته است. یافتهها حاکی از آن است که الگوی فقهی اهل سنت با محوریت تقدم اجماع، از شیوههایی چون «فقه مقاصدی»، «مدیریت تعارض روایات» و «برساخت اجماع» بهره میگیرد تا به نظریه نسخ و حرمت نهایی متعه دست یابد. در مقابل، روش فقهی امامیه با اصالتبخشی به نص قطعی و با تکیه بر ابزارهایی چون «تخصیص به جای نسخ»، «عدم جواز نسخ قرآن با خبر واحد» و «حجیت تبیین اهل بیت(ع)»، بر استمرار جواز متعه تأکید میکند. نتیجه نهایی پژوهش آن است که منشأ اختلاف دو مکتب نه صرفاً تعارض نقلی، بلکه تفاوت در مبانی معرفتشناختی، سلسله مراتب ادله و روششناسی استنباط فقهی است.